Skip to main content

 

دکتر حمزه‌ئی رئیس مرکز اقیانوس شناسی هرمزگان در یادداشتی در روزنامه صبح ساحل عنوان کرد: 

اشباح سرگردان قاتلان پنهان در اعماق خلیج فارس

 

در دل آب‌های گرم و نیمه‌بسته خلیج فارس، تهدیدی خاموش در حال گسترش است؛ تهدیدی که نه با صدای موتور کشتی‌ها، بلکه با سکوت مرگبار تورهایی بی‌صاحب، جان هزاران موجود دریایی را می‌گیرد. صید اشباح ( Ghost Fishing)، اصطلاحی برای توصیف ابزارهای ماهیگیری رهاشده یا گمشده‌ای است که همچنان به شکار ادامه می‌دهند، بی‌آنکه کسی آن‌ها را کنترل کند یا حتی از وجودشان آگاه باشد. این ابزارها شامل طیف وسیعی از وسایل صیادی‌اند: تورهای گوش‌گیر که در لایه‌های میانی آب معلق‌اند، قلاب‌های پیوسته (longline) که صدها قلاب را در امتداد یک رشته طویل در آب رها می‌کنند، گرگورهای فلزی یا سیمی که در کف دریا جا خوش کرده‌اند، تور مشتاهای ساحلی که در مناطق کم‌عمق نصب می‌شوند و حتی تورهایی که در جریان بازرسی‌های دریایی به دلیل صید غیرمجاز ضبط شده اما به‌جای جمع‌آوری، در دریا رها شده‌اند. 

بسیاری از این ابزارها به‌طور ناخواسته در دریا باقی می‌مانند؛ گاهی در اثر طوفان، گاهی به‌دلیل برخورد با کشتی‌های دیگر یا تورهای ترال و گاهی به‌علت گیر افتادن در بسترهای سنگی و صخره‌های مرجانی که امکان بازیابی آن‌ها را از بین می‌برد. اما فارغ از علت، نتیجه یکسان است: ادامه شکار بی‌هدف، مرگ تدریجی گونه‌های دریایی و تخریب اکوسیستم‌های حساس. برآوردها نشان می‌دهند که هر سال بین ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار تن انواع آبزیان در تورهای اشباح در خلیج فارس از بین می‌روند؛ رقمی معادل ۱۰ تا ۲۰ درصد کل صید سالانه در این پهنه آبی. این آمار تکان‌دهنده نشان‌دهنده ابعاد فاجعه‌ای خاموش در زیر سطح آب است که نه‌تنها منابع غذایی را تهدید می‌کند، بلکه تعادل اکولوژیک منطقه را نیز به خطر می‌اندازد. نکته نگران‌کننده‌تر آن است که این ابزارهای رهاشده، با صید ماهی‌های کوچک و طعمه‌گونه، زمینه جذب و شکار ماهی‌های بزرگ‌تر را فراهم می‌کنند. این چرخه تغذیه‌ای به‌طور خودکار ادامه می‌یابد؛ ماهی کوچک در دام می‌افتد، ماهی بزرگ‌تر برای شکار آن نزدیک می‌شود و خود نیز گرفتار می‌شود. این روند می‌تواند دهه‌ها ادامه داشته باشد تا زمانی که ابزار صیادی به‌طور کامل تجزیه شود یا از بین برود. 

در مطالعه‌ای میدانی در آب‌های استان بوشهر، ده‌ها گرگور رهاشده بررسی شدند که همچنان میزبان ماهی‌های زنده بودند. گونه‌هایی مانند هامور، سنگسر و حتی سخت‌پوستانی چون خرچنگ‌ها در این تله‌ها گرفتار شده بودند. این ابزارها نه‌تنها به صید گونه‌های تجاری ادامه می‌دهند، بلکه جان موجودات غیرهدف را نیز می‌گیرند؛ از لاک‌پشت‌هایی که برای تنفس به سطح آب نیاز دارند و در تورها خفه می‌شوند، تا دلفین‌ها و نهنگ‌هایی که به‌دلیل کنجکاوی به دام می‌افتند و با زخم‌های عمیق و عفونت مواجه می‌شوند. 

کوسه‌های کف‌زی، پرندگان دریایی، و حتی غواصان انسانی نیز در موارد نادر قربانی این دام‌های بی‌صاحب شده‌اند. این ابزارها با گذشت زمان دچار فرسایش می‌شوند و پلاستیک‌های آن‌ها به میکروپلاستیک تبدیل شده و وارد زنجیره غذایی آبزیان و در نهایت انسان‌ها می‌شوند؛ تهدیدی جدی برای سلامت عمومی. در سطح جهانی، سالانه بیش از ۶۴۰ هزار تن تجهیزات ماهیگیری در دریاها رها می‌شود. در مناطقی مانند «زباله‌دان بزرگ اقیانوس آرام»، بخش عمده‌ای از زباله‌ها از تورهای ماهیگیری تشکیل شده‌اند. این ابزارها دهه‌ها در آب باقی می‌مانند و به‌طور مداوم به صید ادامه می‌دهند، بی‌آنکه کسی از آن‌ها بهره‌برداری کند. در خلیج فارس، که یکی از غنی‌ترین و در عین حال شکننده‌ترین اکوسیستم‌های دریایی جهان است، صید اشباح به‌ویژه در مناطق مرجانی، جنگل‌های حرا و علفزارهای دریایی اثرات مخربی بر جای گذاشته است. این مناطق که محل تخم‌ریزی و پناه‌گیری بسیاری از گونه‌های دریایی‌اند، با حضور تورهای رهاشده به‌تدریج نابود می‌شوند. در سطح جهانی، برنامه‌های مختلفی برای مقابله با این معضل اجرا شده است. ابتکار اقیانوس پاک سازمان ملل به پاکسازی نقاط بحرانی می‌پردازد. پروژه "تورهای ارواح" در آمریکا سالانه ده‌ها تن تور رها شده را جمع‌آوری می‌کند.

 اتحادیه اروپا نیز قوانینی برای استفاده از مواد زیست‌تخریب‌پذیر در تجهیزات صیادی تصویب کرده است. در سطح منطقه‌ای کشورهای مختلف از جمله ترکیه، عمان و امارات متحده عربی اقدامات مؤثری برای مقابله با این معضل انجام داده‌اند. ترکیه با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته مانند ربات‌های زیرآبی، به جمع‌آوری تورهای رها شده می‌پردازد. عمان برنامه‌های پاکسازی گسترده‌ای در مناطق حفاظت‌شده دریایی خود اجرا کرده است. امارات نیز با مشارکت سازمان‌های مردم نهاد، طرح‌های بازیابی تورهای رها شده را به اجرا گذاشته است.

این تلاش‌های منطقه‌ای می‌تواند الگویی ارزشمند برای دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد. ایران به‌عنوان یکی از کشورهای فعال در صنعت ماهیگیری، با چالش‌های جدی در زمینه مدیریت ابزارهای صیادی مواجه است. نبود سیستم‌های ردیابی، ضعف در آموزش صیادان، و نبود مقررات سخت‌گیرانه برای جمع‌آوری ابزارهای رهاشده، به گسترش این بحران دامن زده است. برای مقابله با صید اشباح، راهکارهایی مانند استفاده از ابزارهای زیست‌تخریب‌پذیر، نصب مکانیزم‌های خودبازشونده در گرگورها، ثبت و ردیابی ابزارهای صیادی با GPS، و آموزش جوامع صیادی ضروری است. همچنین، همکاری منطقه‌ای میان کشورهای حاشیه خلیج فارس برای نظارت و پاک‌سازی ابزارهای رهاشده می‌تواند گامی مؤثر در حفظ این اکوسیستم ارزشمند باشد.